در زمینه تشخیص بیماری حنجره اطفال، فلج چین های صوتی (VFP) دومین بیماری شایع پس از لارنگومالاسی با علت پیچیده و دشواری تشخیصی بالا است. فناوری الکترومیوگرافی حنجره سنتی (LEMG) به خوبی در بزرگسالان تثبیت شده است، اما به دلیل ویژگیهای ساختارهای تشریحی با چالشهای مهمی در اطفال مواجه است. فضای باریک راه هوایی با اندازه الکترودهای موجود در بازار مطابقت ندارد و در نتیجه عملکرد دشوار و کمبود ابزار استاندارد وجود دارد. برای پیچیدهتر کردن مسائل، الکترودهای قلابدار{4} بلندی که در گذشته در اطفال استفاده میشدند متوقف شدهاند و پزشکان را مجبور میکند به الکترودهای اصلاحشده موقت تکیه کنند. این راهحل «خانهسازی» نه تنها ناکارآمد است، بلکه به دلیل تغییرات زیاد در عملکرد، مقیاسپذیری آن نیز دشوار است.
برای رفع این شکاف تکنولوژیکی، یک تیم تحقیقاتی از بیمارستان کودکان موناش در استرالیا یک مطالعه نوآورانه را در مجله بین المللی گوش و حلق و بینی کودکان منتشر کرد. این تیم به رهبری کارشناسانی از جمله گرگ تامپسون و نیکول دومیتراسکو، یک سیستم ابزار مهندسی LEMG را توسعه دادند. این تحقیق به دو پیشرفت کلیدی در فناوری دست یافت: استفاده از ابزار دقیق برای استاندارد کردن اندازه الکترود تک قطبی و طراحی یک پروب فلزی قابل استفاده مجدد و قابل استریل کردن به عنوان یک حامل که امکان قرار دادن الکترود دقیق در عضلات تیروآریتنوئید و کریکوآریتنوئید خلفی را فراهم می کند. این مطالعه به ویژه بر هم افزایی این ابزار با لارنگوسکوپی مستقیم و برونکوسکوپی (DLB) تاکید کرد، که امکان تجسم را تحت بیهوشی استنشاقی با استفاده از لارنگوسکوپ پارسونز فراهم میکند.
بخش "تکنیک EMG حنجره" جزئیات روش های عملیاتی ابزار جدید را شرح می دهد: با استفاده از یک الکترود سوزنی دوقطبی متحدالمرکز 50 میلی متری برای دستیابی به موقعیت عضلانی تحت هدایت آندوسکوپ سفت و سخت 0 درجه، این کار بر مشکلات درج مرتبط با روش های مرسوم به دلیل طول و زاویه نامناسب الکترود غلبه می کند. بخش "بحث"، تجزیه و تحلیل داده های بالینی، نشان می دهد که ابزار جدید به طور قابل توجهی دقت تشخیصی VFP ناشی از ضایعات عصب حنجره (RLN) را بهبود می بخشد. علاوه بر این، رویه های استاندارد شده، مقایسه نتایج را در موسسات مختلف پزشکی افزایش می دهد.
نتیجه گیری نشان می دهد که این نوآوری تکنولوژیکی دارای ارزش بالینی سه گانه است: اول، فرآیند استاندارد پردازش الکترود، تنوع انسانی را حذف می کند. دوم، قابلیت استفاده مجدد از پروب فلزی هزینه های پزشکی را کاهش می دهد. و مهمتر از همه، شواهد عینی الکتروفیزیولوژیکی برای تمایز بین علل عصبی و مکانیکی VFP در کودکان فراهم می کند. نویسندگان به طور خاص در بیانیه مشارکت نویسندگی CRediT اشاره کردند که این ابزار بررسی اخلاقی را پشت سر گذاشته و اعتبار فنی را تکمیل کرده است و انتظار میرود در آینده به استاندارد طلایی برای الکترومیوگرافی حنجره کودکان تبدیل شود. این مطالعه نه تنها شکاف بازار را در ابزارهای تشخیصی الکتروفیزیولوژیکی کودکان پر می کند، بلکه یک الگوی جدید برای طراحی مهندسی دستگاه های مداخله ای راه هوایی کوچک ایجاد می کند.






